اینتر دات آی آر _ پزشک آلمانی از اولین واکنش اریکسن پس از به هوش آمدن گفته است.

دکتر کلاینفلد، پزشک آلمانی که به اریکسن برای زنده ماندن کمک کرد با بیلد مصاحبه ای انجام داده است. کلاینفلد گفت که او به طور اتفاقی از سکوهای ورزشگاه کپنهاگ بازی دانمارک و فنلاند را تماشا می کرده، زیرا او پیش از آن با کادر پزشکی کنار زمین (وظیفه شان کمک به کادر پزشکی دو تیم است) یک جلسه آموزشی از جمله آموزش کمک های اولیه را داشته است.

وی گفت که آموزش هایی که او به کادر پزشکی مسابقه داده بود، در زمان ورود آنها به بالای سر اریسکن بلافاصله به مرحله اجرایی رسید و این آموزش ها تعیین کننده بود. این دکتر همچنین گفت پس از اینکه فهمید اریکسن دچار مشکلی جدی شده به سرعت به زمین دوید تا به زنده ماندن او کمک کند. کلاینفلد گفت شوک های ناشی از دستگاه دفیبریلاتور بوده که باعث بازگشت اریکسن به زندگی شده است. کلاینفلد همچنین گفت در زمان تلاش پزشک دانمارک برای درآوردن زبان از حلق اریکسن فهمیده که این پزشک در ابتدا برای حل مسئله اریکسن با مشکل مواجه شده است. در واقع کلاینفلد معتقد است پزشک دانمارک در ابتدا قادر به درک وضعیت نبود و وقتی روند احیا شروع می شود نباید به کندی آن را پیش برد. او می گوید پزشکان یک تیم به طور عمده بسیاری از آسیب های دیگر را درمان می کنند و به همین دلیل تشخیص سریع حمله قلبی برای آنها دشوارتر است. بخشی از مصاحبه این پزشک را می خوانید:

هنگامی که اریکسن پس از حمله قلبی به زمین افتاد من در جایگاه مقابل بودم. در ابتدا به مشکل جدی فکر نمی کردم اما بعد دیدم که پزشک تیم ملی دانمارک کاملاً بی قرار عمل می کند. آنجا بود که من فهمیدم اریکسن با مصدومیت عادی مواجه نشده است. بازیکنان نیز با دستشان سر خود را گرفته بودند. در آن زمان من به تیم پزشکی کنار زمین مسابقه علامت دادم و آنها به زمین دویدند تا به کادر پزشکی دانمارک کمک کنند. آنها دستگاه دفیبریلاتور به همراه داشتند. سپس خودم پس از ورود به زمین کنترل را به دست گرفتم. ما به او شوک الکتریکی دادیم و ماساژ قلب را ادامه دادیم.
واکنش اریکسن پس از زنده شدن؟ او چشمان خود را باز کرد و با من صحبت کرد. من از او به زبان انگلیسی پرسیدم: “دوباره برگشتی؟” او گفت: “بله ، من اینجا هستم.” و سپس اریکسن گفت: “اوه شت ، من تازه 29 ساله شده ام (یعنی چرا حمله قلبی در این سن برای او رخ داده).” من به او گفتم که همه چیز اوکی است و دیگر خطری تهدیدت نمی کند. او بلافاصله همه چیز را فهمید و بلافاصله بازوی خود را روی سینه قرار داد.
مرتضی بابایی
۲۷ خرداد ۱۴۰۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *